سیب سبز
عشق ابدی ترین احساس در دنیاست! 
قالب وبلاگ
سلامــــــــــ
تازگی ها به هر دانشجویی میرسم داره از این اساتید محترم دانشگاه گله میکنه ....میگه الکی نمره میدن الکی کم میکنن !
(جــــــــــــــان من این آپ رو تا اخرش بخونید !)
این شعر رو بخونید و بعد ادامه ی حرفامـ  :

اهل دانشگاهم
رشته ام علافی است
جیب هایم خالی است
پدری دارم حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب
اهل دانشگاهم قبله ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب میفهمم سهم آینده من بیکاری است!!!!!
من نمیدانم که چرا میگویند مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار
و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست.
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید.
باید از مردم دانا ترسید.
باید از قیمت دانش نالید.
و به آن ها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

خب ...
من الان دوست خواهرم دانشجو
میگفت من معدل دانشگاهم نزدیک 20 شده ...
گفت 20 دانشگاه ینی همه چی ...
اما یه استاد  همه چیمو ازم گرفت و 20 رو داد 12 !!!!!!!!!
اما راست میگه آخه خیییییلی زرنگه و از 24 ساعت 23 ساعتو درس میخونه !!!!!!!
و گفتش هر استادی یه جوره یکی اگه سر کلاسش حرف بزنی نمره کم میکنه میگه چرا حرف میزنی
سر یه کلاس دیگه اگه حرف نزنی میگه چرا حرف نمی زنی نمره کم میکنه !
البته من این حرف رو از چند تا دانشجوی درس خووووووون (خیییلی خر خون ) شنیدمـ !!!!!!
خــــــــــب دانشجو های محترم ......
نظر شما چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 12:21 ب.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامـــــــــــــ
خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه طورین ؟؟؟؟؟؟
چه خبر ؟؟؟؟؟؟
منم خووووووبم مرســـــــی ....
امروز یه آپـ خییییییییلی در هم و بر هم دارمـ !
اصلا موضوعاتش به هم شبیه نیست !
یا همشو بخونید یا ...
به هر حال واسه هم کرومشون که خوندید نظر بدید !
نظر الکی ندید ها !!!!!!(مثلا نخونده بگید قشنگ یا با مزه بود !!!)
خب دیگه خییییییلی حرف زدمـ !
آپمـ توی ادامه ی مطلبه !
امید وارم خوشتون بیاد !
من رفتم فعلا:
بای بای بای  

ادامه مطلب
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 01:51 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامــــــــــــــــــــــ
خوبین ؟؟؟؟؟؟؟
امروز چند تــــــا داستان کوتاه گذاشتم
امید وارم که خوشتون بیاد



                                         


شما خـــــدا هستید ؟

کودکی با پاهای برهنه بر روی برفها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد زنی در حال عبور او را دید .


او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش .کودک پرسید: ببخشید خانم :


شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم. کودک گفت: می دانستم با او نسبت دارید.

 

(این داستان رو احتمالا شنیدید اما قشنگه اگه نخوندید تا حالا بخونید )  

 
                                              طناب 



داستان را در دلتان با صدای بلند و با توجه بخوانید.

مطمئنا تا سال ها آن را در خاطر خواهید داشت.
داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملاٌ تاریک شد.
به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند کوهنورد همانطور که داشت بالا میرفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد.
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیاش را به یاد میآورد

داشت فکر میکرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود.

در آن لحظات سنگین سکوت، چاره ای نداشت جز اینکه فریاد بزند خدایا کمکم کن!

- ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ واقعاٌ فکر میکنی میتوانم نجاتت دهم؟

-البته تو تنها کسی هستی که میتوانی مرا نجات دهی!
- پس آن طناب دور کمرت را ببر!
برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت
و شما؟ شما تا چه حد به طناب زندگی خود چسبیده اید؟ آیا تا به حال شده که طناب را رها کرده باشید؟
هیچگاه به پیامهایی که از جانب خدا برایتان فرستاده میشود شک نکنید!
هیچگاه نگویید که خداوند فراموشتان کرده یا رهایتان کرده است!
هیچگاه تصور نکنید که او از شما مراقبت نمیکند و به یاد داشته باشید خدا همواره مراقب شماست.!

وبه قول یکی از دوستان : اگه خدا تا لب پرتگاه بردت ،‏نترس ! یا گرفتت یا همون موقع پرواز رو یادت میده


 







                                                 (زود قضاوت نکنید )



مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد ..به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد . دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس میکرد فریاد زد : پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد . کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند…

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت میکنند . زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه میکردند . باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید . او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران میبارد، آب روی من چکید .زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید ؟مرد مسن گفت: ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند.




http://images.abunawaf.com/2005/10/zl5.jpg




خب دیگــــــــه .....
اینم از آپ امروزمـــــــــــــ
راستی .....
موضوع آپ هفته ی بعد رو خودتون انتخاب کنید

باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیدونم وخودت میدونی و.... هم نداریم هـــــــــــا !!!!!!!!
من رفتم فعلا:
بای بای بای




[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 02:55 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامـــــــــــــ
وااااای ....
ببخشید ... من 5 شنبه می خواستم آپ کنم اما از 4 شنبه نتم قطع بوووووود  تـــــــــــا همین امروز !
اما خـــــدا رو شکر وصــــل شد ....
امروز آپم چند تا سواله که هیــــــچ ربطی به هم ندارن !
خـــــــواهشا به همش واب بدین !!

این هم از آپـــــم :


1) تمام عشق رو تو یه جمله ی کوتاه تعریف کنید


2) دل خوشی و دلیل زنده بودنتون چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


3) زندگی رو چند درصد دوست دارین ؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟


4) روز رو بیشتر دوست دارین یا شب ؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟؟؟


5) از توی ایام هفته کدوم روز رو خیلی دوست دارین و از کدوم روز خوشتون نمیاد ؟؟؟؟؟؟چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟


6) چه عددی رو دوست دارین و از چه عددی بدتون میاد ؟؟؟؟؟؟؟؟



7) به نظرتون عشق چه رنگیه ؟؟؟؟ دوست داشتن چه طور؟؟؟؟؟؟؟؟؟


خـــــــب .... جواب بدین هـــا ... منتظرمــــ


من رفتم فعلا:


بای بای بای ? ? ?



[ یکشنبه 16 بهمن 1390 ] [ 03:25 ب.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامــــــــــ دوستای خوبم خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخشید که 4 شنبه نیومدم همشش تقصیر این دبیرای بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق .....
که هی همش این امتحانارو مثل آدامس کش میدن !

موضوع آپ امروز اول تسلیت بابت شهادت امام رضا(ع) و حضرت رسول اکرم و امام حسن مجتبی رو

به هموتون این روز رو تسلیت میگم



و اما موضوع دوم :
من می خوام یه کم لینک تکونی کنم
برای بار 100هزارم میگم:
من 5شنبه ها آپم لطفا بیاین ! خودتون هم هر موقع آپ تشریف دارین حتتتتتتتتتما بگید خب ؟؟؟؟
اخه خب من نمیتونم هر روز به همه سر بزنم که .....آخه تو وب یه نفر میام باید ......
با اینکه همتونو دوست دارم اما می خوام یه چیزی رو اعلام کنم :
من می خوام کسانیو که تو وبم نمیان رو حذف کنم صادقانه هر کسی که از من خسته شده بگه تا حذفم کنه و .....
باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میخوام یه لینک تکونی درست حسابی انجام بدم !
فعلا :
یاعلی



[ یکشنبه 2 بهمن 1390 ] [ 01:18 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامـــــ
بچه ها من امتحانام شروع شــــده ......
همه یه هــــــو ریختن سرم گفتن :
اینترنت بی اینترنت
اینترنت و وبلاگ و .... تعطیییییییل .....
منم ...... چه کنم دیـــــگه ؟!؟!؟!؟!؟!
تســــــــــلیم شــــدم !
من تا تاریخ
90/10/28
نت نیستمــــــــــــــــ
بای بای بای

[ سه شنبه 6 دی 1390 ] [ 01:12 ب.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامــــ
وااااای ... امروز می خوام یه شعر آپ کنم !
خیییییلی نازه ...... دوسش دارم
ایناهاش :




کسی بی خبر آمد، مرا دست خودم داد

کسی مثل خودم غم، کسی مثل خودم شاد

کسی مثل پرستو در اندیشه پرواز

کسی بسته و آزاد، اسیر قفسی باز

کسی خنده کسی غم، کسی شادی و ماتم

کسی ساده کسی صاف، کسی درهم و برهم

کسی پر زترانه، کسی مثل خودم لال

کسی سرخ و رسیده، کسی سبز و کسی کال

کسی مثل تو ای دوست، مرا یکشبه رویاند

کسی مرثیه آورد برای دل من خواند 

من از خواب پریدم شدم یک غزل زرد 

و یک شاعر غمگین مرا زمزمه می کرد

"دکتر انوشه"

http://axgig.com/images/62247183644246537141.jpg


ااین متن مال دکتر انوشه هست
من خیییییییییلی حرفا و مشاوره هاشو قبول ارم
خییییییلی حرفاش ناز و قشنگه ، تیکه تیکه یه حرفاش رو باور دارم
اگر سی دیش رو پیدا کردین ببینید ضرر نمی کنید



نمیدونم واقعا .... شاید تا یه مدت نیام نت ..... فعلا .....


[ پنجشنبه 1 دی 1390 ] [ 01:14 ب.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامــــــ
خوبیین ؟؟؟؟؟
یه سوال :
شما تست روان شناسی و یا خود شناسیو دوست دارید ؟؟؟؟؟
توی ادامه ی مطلبیکیشو گذاشتمـ حتتتتتتتتتتتتتما ببینید اگه خواستین بازم میزارمـــــــ

ادامه مطلب
[ پنجشنبه 24 آذر 1390 ] [ 01:44 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]

سلامـــــــــ
واین آپ دو جانبست .....
در باره ی دوتا موضوع مختلف که به هم هیچ ربطی نداره
اول که باید فرا رسیدن این ماه عزیز رو به همتون تسلیت بگم 
قالب وبلاگم رو هم به همین مناسبت عوض کردمـ
http://testeaval.persiangig.com/image/5.bmp



http://www.ariapic.org/uploads/1390/azar/5/Moharram/21.jpg



تصاویر جدید 
زیباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاویر زیباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comكلیك كنید
و حالا موضوع دوم:
بچه ها من چند روز پیش یه کیلیپ ترسناک دانلود کردمـ
بعد کدش رو براتون گذاشتم شما هم ببینید !
باحال و ترسناکه !
اگه میخواین باحال تر باشه صداش رو هم زیاد کنین !
بعد نوشته بود بیماران قلبی نبینن ! واقعا هم نبینن ها !!!!!!!!
اینم لینکش :



http://s2.picofile.com/file/7200596234/%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9
%D9%87_.flv.html

اینو شما اگه کپی کنید و تو قسمت آدرس (گوگل نه همون بالای صفحه) پیس کنید راحت بخش میشه و قابل دانلود !
جون من اگه نمی ترســــــید نگاه کنید خب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من رفتمـ فعلا:
بای بای بای ......

[ جمعه 11 آذر 1390 ] [ 05:24 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامــــــــــــ
امروز اومدمـــــــــ با یه متن طنز باحال !
راستی واقعا ممنونم از کسانی که به سوالم جواب دادن ! من خودم هم توی ادامه ی مطلب جواب دادم اگه دوست داشتید ببینید !


این هم از فر هنگ نا مه ی جدید :

صفت : ۳ تا آدم چاق

گودزیلا : اون لا خوب زندگی کن

مستشار : بیشترین رقم اعشار

گرمک : کامپیوتر مک بوک مخصوص افراد کچل

فیلسوف : فیل گرفتگی(معمولا زمانی اتفاق می افتد که فیلی بین شما و خورشید قرار گیرد)
نازیلا : لای نازنین

رامبد : قبلا رام بود الان وحشی شده

مسواک : به عمل راه رفتن روی یک ورق مسی می گویند

وارداتی‌ : جنگ خال خالی‌

Feels like hell : فیلها جهنم را دوست دارند

فرازمینی : فراز کوچولو

I am proud of you : من اتومبیل پراید شما بودم*

I've never been a fan : من هیچگاه پنکه نبوده ام

گردآورنده : واژه‌ای قدیمی‌ به معنی‌ "توپ جمع کن"- این واژه برای اولین بار در دورهٔ هخامنشی و در باغ پرسپولیس به هنگام بازی چوگان به ثبت رسید

سریال : فیلمی‌ است چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوه‌های دزدی را به شما آموزش می‌دهد.

تلفن همراه: وسیله‌ای سه‌کاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا‍ عکس گرفتن است.

گرانی: کلمه‌یی است زاده‌ی توهم غربیان که در ایران تا کنون مشاهده نشده است!!

مترو: سونای بخار متحرک

عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده می‌شود.

آثار باستانی: خرابه‌هایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفته‌اند.

خودپرداز: دستگاهی‌ست که همیشه‌ی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.

مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانسته‌اند او را دستگیر کنند.

تورم: عددی بی‌خود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!!!

گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ

تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی

شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربی‌گری مایلی‌کهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.

شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.

دانشجو: یک عده افراد همیشه معترض

بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیت‌ترین کلمات ناشایست!

رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار می‌روید خیلی زود می‌آید و زمانی که شما زود به اداره می‌روید یا دیر می‌آید و یا مرخصی است

ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا

شهرداری: گرفتن رشوه، داشتن صدها پرژه‌های نیمه‌تمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح
از پذیرفتن خانم‌های بد حجاب معذوریم: تابلویی که در همه‌جا نصب شده، جهت کرکر خنده و عوض کردن روحیه‌ی مردم

سطل آشغال: وسیله‌یی‌ست موجود در خیابان‌ها جهت ریختن زباله در اطراف آنها

مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق می‌کند.

حراج: اصطلاحی‌ست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج می‌کنند.

و غیره (و ...): نشانه‌ای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور می‌کنید، می‌دانید

Too narrow : وارد نشو

After noon : دنبال یه لقمه نون

Good after noon : دنبال یه لقمه نون حلال

برونشیت : بیرون از صفحه

Dashboard : داداشم برد

یاکریم : یا ناشنوا هستیم

هالوژن : ژنی که عامل اصلی ساده لوحی در انسان می باشد

پورتال : آدم قد بلند فقیر را گویند

ساختمان : خوب بهمون رسید

زالزالک : پدر رستم و داداش کوچولوش

Self Shifter Super Honey : خودشیفته فراهانی

Bahamas: با همه هستش

Bahamas Air: هوای همه رو داره

‫فیله گوساله : فیل نفهم، فحش رایج بین فیل ها

پاركینگ : شخصی كه به صورت پاره وقت به پادشاهی می پردازد

‫چیذر : چه زری زدی؟

Burberry : نون بربری فانتزی

‫پورشه : فقیر بشه الهی به حق 5 تنن

کوسه : این که دوتاس

کیلو وات : کیلو چنده

‫نوازش : بازش نکن، ببندش!

کوآرتز : هنرهایی که می گفتی، کو؟

Long Time : زمان پیچیدن لونگ

Long Time No See : !دارم لونگ میپیچم نگاه نکن

Topless : !به اصفهانیِ غلیظ، توپوله

‫بازو : شیرازیها به چیزهای اوپِن گویند

‫*کرباسچی : رانندهٔ اتوبوسی که هرچه داد می‌زنی نمیشنود

‫*جاسبی : فقط باش

Free Falling : فال مجانی

‫شومینه : این شوهر منه

‫هلوکاست : نرخ هلو در بازار

‫تراس : گند زدی به همه ی ما

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند

Saturday : روز جهانی ساطور

Freezer side by side: کسیکه کنار هرکی میشینه، زر مفت میزنه

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

سه‌پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیلتر

Category: این گربه کدوم گوریه؟

Morphine: باید بیشتر فین کنی

Keyboard: چه کسی برنده شد؟

MissCall: دختر نابالغ را گویند

Freezer: حرف مفت
Already: گند زدی به همش رفت !

نلسون ماندلا:نلسون اون وسط گیر کرده

کته ماست : آن گربه مال ماست

مشروبات : روبات مشهد رفته

نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند

کدبانو: دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد

چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد

کالسکه: هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد

مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند

سوغاتی : بسیار عصبانی

عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر

پدافند : پس گفتی دافن؟

مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام

کولر:زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد

کامران : راننده کامیون

مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند

روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند

پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد

Superman : مرد بقال !

کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است!

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌

پسمانده : پ نه پ رفته!

Diamond Ring : داییمون زنگ زد

مناجات : انواع و اقسام مونا

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

انبر : داروی برطرف کننده اسهال!

کلکته : بین گربه ها کل افتاده

خاموش : موش نپخته

شیاف : او خاموشه (She Off)

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید

دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است

چاقو ضامن دار : در شیراز، به شخص فربه‌ای که یکی‌ از اهالی محل ضمانتش را کند گویند

جنسیتی : شهر ارواح

گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش!

مکار : کسی که تخصص اپل دارد!



ادامه مطلب
[ جمعه 4 آذر 1390 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامـــــــــ
بچه ها خوندن آپ امروز اصـــــــــلا کار مشکلی نیست آخه فقط یک سواله
اینم سوالم :
خـــــــــــدا رو در یک جمله ی کوتــــــــاه تعریف کنید !( کوتاه !)
راستی بچه ها قالبم چه طوره ؟؟؟؟؟ تصمیم گرفتم هر دفه که آپ میکنم عوض کنم قالبم رو همـــ
خب دیگه من رفتم فعلا:
بای بای بای


http://ipnuportal.ir/csa-ipnu/images/stories/khoda.jpg








[ پنجشنبه 26 آبان 1390 ] [ 01:29 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ـ 54664_Emoticons_118.gif41353_bouquet.gif
خوبین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وای امــــــ ــــــــ ـــــــــ ــــروز :
عــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــده !2823_flower.gif70473_flower2.gif41133_flower3.gif87103_flower4.gif67633_flower5.gif8303_balloon.gif
پــــــــــــــــــــــــس عیـدتون 31203_jesterbox.gifمـــــــبارکـــــــــــــــــــــــــــ
83343_dazzler.gif
بجــــــــــــه ها چه روز خوبیه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


وایییییییییییییی .... این دبیر ها که ..... کوفتمون کردن عید رو ! دو_سه تا امتحان رو باهم گذاشتن واسه 4 شنبه! 
641019_cryingbig.gif   175917_288.gif

نامردن دیگه خودشون که ......74724_Emoticons_104.gif481219_dodensmiley.gif
بـــــــــــــــــــــــــی خیـ ـــ ــــ ـال ....59454_dontknow.gif
خب ...... بـــــــــــــازمــــــــــــــ عیدتووووووووووون مبـــــــــــارکـــــــــــ

793319_confetti.gif70959_145fs19041.gif41613_parssmile_smiley.gif

http://dl.ariamobile.net/article-pic/2008.12.a/sms_eyde_gadir.jpg

این شاخه گل هم تقـــــــــــــدیمــــــــــ به شـــــــــــما !

http://www.lo3e.ir/wp-content/uploads/%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%DA%AF%D9%84%D9%87%D8%A7.jpg

خب دیگه من رفتم فعلا:
بای بای بای
51419_bye.gif


لطفا توی متن قبلی کامنت بزارید !

[ سه شنبه 24 آبان 1390 ] [ 01:18 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]

به کعبه گفتم تو از خاکی  منم خاک    چرا باید به دور تو بگردم

 ندا آمد تو باپای آمدی باید بگردی        برو بادل بیا تا من بگردم


سلامــــــــــــ693919_smileyhug.gif
خوبین ؟269119_smileluva.gif
عـید همتون مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ70620_viannen_27.gif33619_rosesmile.gif
وایییییییییییییی...... فردا هم که مدرسه :((پَـــــر .... ،درس : پــــَــــر .....746319_rvsn11zrmkk3rjew.gif)) آخ جونمی جون ....عــید38619_piesmiley1.gif
راستی واقعا از کسانی که هر 5 شنبه میان تو وبم تشکر میکنمــ46219_ni6qd8cj0nttk7t5.gif اما .....
خیییییییلی ها هم دارن بی معرفتی میکنن ! 420219_impatient.gifخـــــــــواهش میکنم هر موقع آپ میکنید به من بگــــــــــــید  .....768719_nhsatkt0wbyybq9t.gif
خب دیگه عــید همـتون مــبـــــارکــ 480819_hoppisar1.gif
خب دیگه من برمــــ بخوابم288919_offtobed.gif فعلا:
بای بای بای 484719_oo1g321nd0zwms1p.gif
[ دوشنبه 16 آبان 1390 ] [ 01:42 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامـ
خوبین ؟
چه طورین ؟
چه خبرا ؟
امشب اومدم
ت که یه داستان کوتاه بزنمـ تو وبمـ و آپ کنمـ
آخه منـ زیاد مطالب عشق و عاشقی نمیزنمـ اما ایندفه گفتمـ متفاوت باشمـ دیگه !
خب اینم از داستان :

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.


مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.







نظر تو متن قبل بدید ممنون !

خب دیگه تا هفته ی دیگه بای بای بای .....



[ پنجشنبه 12 آبان 1390 ] [ 01:43 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
سلامــــــــــــــ
واییییییییی .... من عاشق جکـ هستمــــــــ
 واسه امروز .....
یه عالم جک میزنم آخه خیییییییییلی دوست دارمـــــــــ
و هر کدومش هم که تکراری بود شما به بزرگی خودتون ببشخید !



ادامه مطلب
[ جمعه 6 آبان 1390 ] [ 02:59 ق.ظ ] [ پریسا ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ

سلام
این وبلاگ منه : وبلاگ یه دختر خوب، مهربون ،با معرفت،با حال و . . . من اگه بخوام کل وجودم رو تو یک جمله خلاصه کنم میگم : من دختر خوبیم خیلی خوب!!!
و خلاصه از آدم های با معرفت هم خیلی خوشم میاد
و . . . .
خوش حال می شم به وبم سر بزنید . . . .
نویسندگان
لینک دوستان
نظر سنجی
نظر شما درباره ی وبلاگ من چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟









آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
پرینت


تبادل لینک

فروش بک لینک